اسكندر بيگ تركمان

753

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

امراء و حكام داغستان و چركس چه آنكه در درگاه معلى بودند و بعضى كه در اين وقت اظهار نموده كسان خود را بپايه سرير خلاف مصير فرستاده بودند بخلاع فاخره و انعامات نواخته جهت رستمخان داغستانى تبركات لايقه ارسال داشتند و چون خاطر معصوم خان والى طبرسران از آن حركت ناهنجار كه بيرخصت از اردوى معلى فرار نموده بود دغدغه آلود بود و هنوز اطمينان تام نيافته بوده توقف موكب جهانگشا در آن حدود موهم توهم و تزلزل احوال مردم طبرسران بود حضرت اعلى جهت تسليه خاطر او محمد صالح بيك وزير شيروانرا باخلاع فاخره و هدايا نزد او فرستاده او را بشفقتهاى خاص اختصاص دادند و اين مژده و الا تسلىبخش والى طبرسران گشته بدين عطيهء ارجمند بين الاقران سر بلند گرديد و در همان چند روز بعضى از مختصان حريم خود را بخدمتكارى سرادق اقبال فرستاده مجددا در سلك دولتخواهان بارگاه سلطنت انتظام يافت . ذكر مراجعت موكب نصرت قرين از شيروان بدار السلطنه تبريز و از آنجا آهنك عراق ساز داد و بعد از ادراك سعادت زيارت سلطان خراسان بمقر سلطنت شتافتن چون خاطر خطير از انتظام مهمات شيروان و داغستان فراغت يافته عزم مراجعت مصمم گرديد عليخان بيك جوانشير را حكم شد كه بجواد رفته به ترتيب جسر پردازد و او متوجه آن خدمت گشته در اندك روزى جسرى در كمال استحكام اتمام يافت و بعد از ترتيب جسر كوس مراجعت بلند آوازه گشته از آب عبور فرمودند و از الكاء دره‌ورد عزيمت دارالسلطنه تبريز فرموده امراء و اركان دولت و آغرق اردوى همايون را از راه اهر روانه فرموده خود بنفس نفيس با چندى از مخصوصان و مقربان به قصد زيارت حضرت سلطان الاولياء و مشايخ كرام صفويه بدار الارشاد اردبيل تشريف بردند و در آن مكان ملايك مطاف جبين عبوديت به خاك آن سده سدره منزلت سوده بعد از مراسم شكرگزارى عواطف يزدانى چند روز بطواف و زيارت قيام نموده از آنجا بفيروزى و اقبال بدار السلطنه تبريز رسيده باردوى ظفر قرين ملحق گرديدند و چند روز اوقات گرامى صرف انجاح مطالب و اسعاف مآرب امراء و اعيان آذربايجان و نظم و نسق امور سرحد فرموده ايلچيان و رسولان كه از جانب مير شرف حاكم جزيره و زكريا خان و ساير امراء اكراد به جهت فتح شيروان بآستان سعادت آشيان فرستاده بودند بخلاع فاخره و نوازشات گوناگون مفتخر گردانيده مقضى المرام رخصت معاودت دادند . چون سلطنت پناه [ 531 ] غازيگراى خان تاتار والى قرم از خدمت اشرف التماس نموده بود كه خندان آقاى متفرقه آقاسى درگاه عالى را كه در جنگ وان گرفتار عساكر فيروزى نشان شده بود و با او طريقهء آشنائى تام داشته مطلق العنان فرمايند حسب الالتماس خان تاتار او را با دو پسر كه يكى همراه او و يكى در جنگ حغال اغلى گرفتار شده بودند از قلعه قهقهه بيرون آوردند و او مرد عاقل سخندان روزگار ديده بود بمقدمات مرغوبه خاطر اشرف را بمصالحه راغب ساخته التماس نمود كه پسران او در خدمت اشرف بوده باشد و بروم رفته باتفاق غازيگرايخان تمهيد مقدمات صلح بر وفق رضاى اشرف نمايند كه بدستور زمان حضرت شاه جنت مكان فيما بين مصالح وقوع يابد .